Wednesday، November 18، 2009

دوره نیکو و نهادینه شدن عفو مجرمین

دیشب شبکه رادیو،تلویزیون ملی افغانستان ادارات دولتی در کابل را فردا پنجشنبه 28 عقرب 1388 به خاطر مراسم تحلیف وفاداری آقای حامد کرزی تعطیل اعلان کرد.
اعلان رخصتی عمومی یا قسمی باید مطابق قانون نافذه صورت گیرد.تصمیم به رخصتی ادارات دولتی کابل چه از جانب وزارت کار باشد چه از جانب شورای وزیران،یک نوع خلاف ورزی از قانون است.
زیرا انواع رخصتی های مأمورین دولت و رخصتی های عمومی در قانون کار جمهوری اسلامی افغانستان تذکر داده شده است.
بعد از تذکار 10 مورد رخصتی عمومی، در بند 11 ماده 41 قانون کار آمده است :
"سایر روزهایی که بنا بر تجویز دولت جمهوری اسلامی افغانستان،رخصتی عمومی تصویب و اعلان گردد."
بنابر این باید شورای وزیران پیشنهاد رخصتی 28 عقرب امسال را جهت تصویب به شورای ملی افغانستان تقدیم می کرد.در حالیکه دو هفته قبل اعلان شده بود که مراسم تحلیف ریاست جمهوری به تاریخ 28 عقرب صورت می گیرد،حکومت می توانست این پیشنهاد را روزها قبل به شورای ملی ارجاع می نمود تا طی مراحل قانونی آن انجام می شد اما این کار از جانب حکومت صورت نگرفت که خود نوعی بی اعتنایی و دهن کجی به پارلمان افغانستان را افاده می نماید.
شاید بعضی دوستان بگویند در این کشور هزاران مورد تخلف از قوانین وجود دارد اما این مطلب را برای این نوشتم که آقای کرزی نباید از روز اول زمامداری دور دوم خود به اعمال غیر قانونی دست می زد.
بنابر این باید به دوستانی که امید دارند که دولت آینده به حاکمیت قانون ارج گذارد باید گفت :
دوره ای که نیکوست از روز تحلیفش اش پیداست.
اگر اعضای پارلمان افغانستان نیز می خواستند تا حکومت آینده به پارلمان احترام قائل شود می توانستند – بدون در نظر داشت تمام خلاف ورزی های حکومت - در یک تصمیم مدنی بزرگ و واحد اعلان نمایند که چون آقای کرزی در این مورد خلاف قانون عمل کرده است هیچ یک از نمایندگان مردم در مراسم تحلیف اشتراک نخواهند کرد.
من مطمئن هستم که در این صورت مراسم تحلیف فردا برگزار نمی شد و در آینده نیز این درسی برای حکومت و الگویی برای پارلمان افغانستان می شد.
ولی حیف که کسی قدر خویش نمی داند و تا کسی خود را احترام نکند دیگران هرگز احترامش نمی کنند.

نهادینه شدن عفو مجرمین
نمایندگان ولسی جرگه در ارزیابی حسابات قطعیه سال 1387 دولت، امروز اذعان داشتند که وزارت زراعت در خریداری گندم برای ذخایر استراتژیک از قانون نافذه تدارکات تخلف ورزی نموده است.
همچنان وزارت امور داخله با استخدام بیش از یک هزار نفر در چوکات این وزارت باعث توسعه و انکشاف تشکیلاتی خود شده است در حالیکه این عمل ،خلاف قانون تشکیلات اساسی دولت و صدور جواز آن از صلاحیت های شورای ملی یا پارلمان است.
ولی وضعیت طوری است که ممکن است با تکرار تجارب قوه اجرائیه ،این قانون شکنی ها به دیده ی عفو و اغماض نگریسته شود.
اگر از وزرای محترم زراعت و امور داخله در این موارد استجواب صورت نگیرد فکر می کنم حیثیت پارلمان و خصوصاً ولسی جرگه در اذهان عمومی مورد سوال قرار خواهد گرفت.
نظارت از تطبیق قانون وظیفه پارلمان است و پارلمان می تواند با ابزارهایی که در دست دارد از خلاف ورزی ها پیشگیری نماید و در غیر آن، این عمل پارلمان خلاف قانون اساسی کشور است.

Thursday، November 05، 2009

اعلان فوتی


قانون اساسی افغانستان "وثیقه ی ملی مردم" وفات نمود.

به اطلاع مردم مجروح و داغدیده افغانستان رسانده می شود که قانون اساسی(مادر قوانین) افغانستان و حاکمیت قانون که توسط بابای قوانین و بعضی فرزندان ناخلفش در این چند سال، بارها مورد خشونت جسمی و روحی قرار گرفته بود و در خشونت های چند ماهه انتخابات ریاست جمهوری شوکه شده و به حالت کوما رفته بودند پس از اعلان کمیسیون انتخابات مبنی بر تقرر رئیس جمهور! بر اثر جراحات وارده جان به حق دادند.
مراسم فاتحه گیری قانون اساسی و طفل خردسال و ناکامش (حاکمیت قانون) در تمام ادارات و سازمان های غیر دولتی از امروز تا زمان نامعلومی برگزار می گردد.
از طرف عده ای از مجروحان حالت وخیم

Tuesday، October 06، 2009

رهایی فرید

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
چنان نماند و چنین نیز نخواهد ماند

دیروز احمد فرید قیومی را که مدت 38 روز در اسارت طالبان بود دیدم.
وقتی دوباره چهره ی خندان و متین اش را در مقابلم یافتم بیحد خوشحال شدم.
همانطور که انتظار داشتم و دلم گواهی میداد که باز فرید را می بینم بازسعادت نصیب شد و او را ملاقات کردم.
از خداوند می خواهم هر اسیر بی گناهی را که در بند است به دوستدارانش بازگرداند.

Saturday، October 03، 2009

صلح سلیقه ای

دو- سه روز قبل نشریه ای به نام "روز زن" را دیدم که تصاویر زنانی آب و رنگ دار با گیسوانی ریخته در آن چهره نمایی می کردند ومشخص بود که این شماره این نشریه از جانب دوستان خارجی!حمایت مالی شده بود- البته پاورقی پایین آن مرا مطمئن ساخت-.
این نشریه بیشتر به روز جهانی صلح پرداخته بود.
با دیدن تصاویر و مطالب آن ،یک روز قبل از روز جهانی صلح را به یاد آوردم که آقای کای آیده نماینده ی سازمان ملل متحد در افغانستان با دوستان افغانش به خاطر فرا رسیدن روز جهانی صلح کبوترانی را - که در قفس کرده بودند- با دستانشان آزاد نمودند.
نمایش جالبی بود برای نشان دادن صلح دوستی و صلح خواهی.
احساس کردم که دموکراسی دوستان خارجی ! نیز چنین است : اول ملتی- کبوتری- را در قفس می کنند،بعد که به اصطلاح خانگی شد آزادش می کنند و با او بازی ای مثل کفتر بازی می کنند.
دوستان خارجی ما همیشه عادتشان این است که همیشه زمان خانه کردن یا دانه دادن یا پرواز هر ملت – کبوتر- در دستان ایشان باشد.
دموکراسی ای را که آنها می خواهند در هر کشور دموکراسی می نامند و هر آنچه را که به مذاق ایشان سازگار نباشد ولو که به سود ملتی باشد نمی توان آن را دموکراسی نامید و یا...

Monday، September 28، 2009

به بهانه ی روز قدس

به نام دادگستر

القدس لنا والارض لنا،الشرق لنا والغرب لنا
هر مرز مسلمان کشور ماست آئین حق هم رهبر ماست

سلام!
سلام بر قدس،سلام برتو ای اولین قبله من،ای پارۀ تن اسلام!
ای قدس!
ای آلبوم خاطرات در زنجیر،خاطرات مجروح واحساسات شکسته!
سلام بر تو ای یاد آور بغض های در گلو مانده وفریاد های در سینه خفته!
سلام بر تو ای راوی روایت روزهای آوارگی،روزهای حماسه وسنگ!
سلام بر تو ای سرزمین پیامبران بزرگ و اهل ایمان!
سلام بر تو که حتی شاهد شهادت وشکنجه های روزانه کودکان ونوجوانان مسلمانی بودی که می خواستند درسرزمین آبائی شان آزاد زندگی کنند.
ومن میدانم که دشمنانت می خواهند تا پیروان محمد تو را فراموش کنند وچنین بنمایند که تو از آنان نیستی وبخشی از سرزمین کشوری بیگانه به نام فلسطین هستی نه گوشه ای از هویت وسرزمین مسلمانان.
می خواهند بگویند که مردم عراق،فلسطین،لبنان،بوسنیا،ایران،سودان واندونزیا از ما نیستند!
اما من میدانم که فلسطین هم عضوی از پیکر واحد اسلامی است وکشورهای مسلمان همه جزئی از امت واحده اسلام هستند.
درد فلسطینی وعراقی درد یک افغان وشادی آنان شادی اوست.
مسلمان در جنوب آمریکا باشد یا شمال آفریقا،غرب اروپا باشد یا شرق آسیا همه جزئی از بدنه اسلام بوده با هم برادرند وغم وشادی هایشان مشترک است.
بگذار بگویند جهانی شدن،بگذار بگویند گلوبولیزیشن وجهان وطنی!
اما من میدانم که اینها فقط مقوله هائی است که می خواهند ملتها را پوک وپوچ وتهی بسازند،
ملتهایی بسازند بی تعصب،بی تفاوت،خنثی،اسیر وتسلیم و بی سلاح تا هرچه می خواهند با آنها کنند.
می خواهند من وفلسطینی،لبنانی،عراقی،ایرانی،مصری وآمریکائی ،عرب وعجم،سیاه وسفید ،شیعه وسنی مسلمان را بیگانه نشان دهند !
ومن میدانم که این ترفند جدیدی نیست!
سالهاست که دشمنان با این حربه بیگانگان را دوست ودوستان را برای ما بیگانه می نمایانند تا بتوانند اسلام را قطعه قطعه نموده لقمه ای راحت الحلقوم کرده هزم نمایند.
قتل ناحق مسلمانی هلاکت تمام مسلمین وحیات یک مسلمان زندگی تمام مسلمانان است.
دشمنان می کوشند تا ما مشترکات بزرگ واصلی خود را به باد فراموشی بسپاریم وهمیشه با اختلافات کوچک وفرعی در مسائل فقهی رو در روی یکدیگر قرار گیریم نه در کنار هم.
قدس بخش از هویت ما وزخم مشترک ماست!دشمنان می خواهند بگویند که کعبه وقدس با هم رابطه ای ندارند. اما دشمنان اسلام ومسلمانان بدانند که برای من کعبه وقدس یکی است.اشغال قدس اشغال کعبه است واسارت آن اسارت کعبه!
قبله در زنجیر است ومن چگونه می توانم آزاد باشم تا بر او نماز بگزارم.
آزاد کسی است که بر آزاد نماز بگزارد.

Saturday، September 12، 2009

بخواهید تا اجابت کند!

رمضان سال گذشته مؤفق شده بودم قرآن کریم را یکبار ختم نمایم و ابتدای رمضان امسال نیز تصمیم بر تجدید میثاق داشتم.
در روزهای اول و دوم رمضان ،روزانه یک جزء قرآن را به شیوه ترتیل قرائت نمودم اما روزهای بعد از آن به خاطر سستی،کاهلی و آمدن مهمان هایی از مزار شریف و عزیمت بدان بلاد، نتوانستم بدین مأمول دست یابم.
خلاصه بهانه زیاد است اگر بخواهم توجیه کنم!!!
روز بیستم رمضان بود و من از خودم اصلاً راضی نبودم زیرا هر روز مقصد من دشوارتر می نمود.
روز 20 رمضان فرصتی یافتم تا با خود خلوت کنم تنها من باشم و خدایم!
با خود گفتم:" ابراهیم! ماه رمضان رفت و تو از آن بی نصیب ماندی !
معلوم نیست که رمضان دیگر باشی یا نباشی!
حیف است که رمضان بگذرد و خدا از تو نگذرد و بخشیده نشوی!
بر خیز خدایت را یاد کن ،او یاری ات خواهد کرد!"

آرامش عجیبی داشتم،برخاستم وضو گرفتم به به نماز ایستادم.
گفتم :
"ای خدای بزرگ مرا در زندگی نعمتهایی بخشیده ای که توان شکرش در من نیست!
بار الها در من میل و رغبت اطاعت و عبادتت را افزون کن!
خداوندا مرا لحظه ای به خود وا مگذار که من سخت ضعیف و ناتوانم!
الهی مگذار اوقات زنده بودنم بی تو به سر شود و از نزدیکی و مصاحبت با تو محروم باشم.
زیرا بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود.
خدای مهربان مگذار در آوردگاه زمان جز در درگاه تو دست نیاز پیش دیگری کنم دراز!
و..."
سرور و شعف خاصی داشتم ، قرآن را باز کردم و از جزء اول شروع به قرائت کردم.
سه ساعت گذشت و من 5 جزء اول قرآن را بدون اینکه از جایم برخیزم قرائت کرده بودم.
روزهای دیگر که یک جزء را می خواندم احساس خستگی می کردم
ولی حالا هر چه بیشتر می خواندم احساس نیاز بیشتری می کردم.
امروز روز 22 رمضان است و من مؤفق شده ام 14 جزء قرآن را بخوانم.
امیدوارم بتوانم امسال هم قرآن را ختم نمایم.
خدایا مرا از جمله ی شاکرین نعمت هایت قرار ده.
خداوندا من می دانستم که هرچه بخواهم استجابت می کنی
ولی نه به این زودی و آسانی!

حقیقتی چون اسطوره ها

سلام بر
مالک قلبی که محبت تمامی انسانیت حتی "عبدالرحمن ابن ملجم" را در خود جای داده بود.
عدالت گستری که برای رعایت مساوات بر دستان برادرش"عقیل" آهن گداخته نهاد.
پهلوانی که قدرتمند عرب "عمربن عبدود" را بر خاک مذلت نشاند
و دروازه خیبر را با بازوان نیرومندش از جا برکند.
خزانه داری که در دیدار شخصی اش با اصحاب پیامبر "طلحه و زبیر" شمع بیت المال را خاموش ساخت.
نمازگزاری که در نماز چنان محو حق میشد که تیر از پایش می کشیدند و او درد آن را احساس نمی کرد.
خیر اندیشی که به قاتلش می گفت که "من خیر و نجات تو را می خواهم اما تو کمر به نابودی من بسته ای"!
عالمی که پیامبرش وی را دروازه شهر علم خواند و خود می گفت: بپرسید قبل از آنکه وفات شوم.
شجاع مردی که برای نجات پیامبر زمانش در بستر مرگ آرمید .
زمامداری که لباسش وصله ها و پینه های فراوان داشت و غذایش غذای فقیرترین افراد جامعه اش بود.
پدری که اسوه ها و قهرمانانی چون "حسن،حسین،زینب،ابوالفضل و.."تربیت کرد.
بخشنده ای که هر آنچه داشت می بخشید و با آستین اشک از گونه های یتیمان می چید.
همسری که فقط فاطمه را شایسته بود.
کارگری که چون چاه حفر می کرد در لحظه پیدایش آب ندا در می داد که آن را به مردم وقف کرده است.
سلام و درود من به تو شیر حق!
ای علی مرتضی!

شاید...

سلطان محمد منادی خبرنگار "صبح بخیر افغانستان" و همکار روزنامه "نیویارک تایمز" که روز شنبه 14 سنبله سال جاری هنگامی که برای پوشش خبری رویداد بمباران هوایی نیروهای خارجی در منطقه ی چهادره ولایت کندز با خبرنگار ایرلندی – انگلیسی نیویارک تایمز "استیفن فارل "وارد این محل گردیده بود از سوی طالبان مسلح ربوده شد وسه روز بعد از این حادثه و اسارت نزد طالبان صبحگاه روز چهارشنبه 18 سنبله کشته و استیفن فارل رها شد.
این حادثه سوالات زیادی را در اذهان برخی ها خلق کرد!
به راستی چرا او کشته و استفن فارل نجات می یابد؟
چرا اجمل نقشبندی سر بریده می شود و ماسترو جیاکومو خبرنگار ایتالیوی رها می شود؟
شاید آنها افغان بودند و خارجی نبودند!
شاید ارزش اجرای عملیات را نداشتند!
شاید آنها به اندازه طالبان و خارجی ها ارزش تبادله را نداشته اند!
شاید گناهشان این بود که دریافته بودند طالبان و حامیان خارجی شان دست در یک کاسه دارند!
شاید دو فرزند کوچک و معصوم سلطان محمد منادی انگیزه مرگ پدر را در آینده دریابند ...
اگر دیر نشود!

Sunday، August 23، 2009

اندیشه های فرا مردمی !

انتخابات ریاست جمهوری هم با تمام دغدغه ها و دلواپسی هایش سپری شد و اعلان نتایج قطعی آن به نهایی شدن بررسی شکایت های انتخاباتی یعنی حد اقل حدود20 روز بعد از انتخابات موکول شد!
خیمه شب بازی که بیش از سه ماه پیش آغاز شده بود رو به پایان است و بازیگران آن می روند تا برای مراحل بعدی کار آماده شوند چون احتمال آن می رود که این انتخابات به دور دوم کشیده شود.
در این 20 روز چه بر سر آراء مردم و غیر مردم خواهد آمد خدا میداند!
من در این انتخابات اشتراک نکردم چون به نیت نیک برگزاری چنین انتخاباتی ایمان نداشته و ندارم.
کشور من صحنۀ انواع خیمه شب بازی و لابراتوار چک انواع سیاست های دشمنان دانا و دوستان نادان شده است.
در این انتخابات همانطور که انتظار میرفت انواع تخطی ها و تخلف ها اکثراً از سوی نهادهای مسوول آن صورت گرفت .
شور و اشتیاق انتخابات دور اول به هیچ وجه وجود نداشت.
زیرا انتظاراتی را که مردم از آن داشتند هرگز در عمل بدان دست نیافتند.
درست است که بعد از سال 2001 کیلومتر ها سرک ساخته شده و یا وجوه خزانه بیت المال افزایش یافته است .
اما کمک های میلیاردی جامعه جهانی و فرصت هایی که می شد بهترین استفاده را از آن برد به کجا رفت؟
باید لحظه ای درنگ کرد .
ما در این چند سال چه چیزها به دست آورده ایم و چه چیزهایی را از دست داده ایم؟
روابط و امنیت فردی و اجتماعی ما چقدر ارتقاء یافته است؟
سطح فرهنگ به عنوان زیر بنای زندگی اجتماعی چقدر بالا رفته است؟
اقتصاد ما چقدر صنعتی و ماندگار شده است تا به مرز خود کفایی برسیم؟
با وارد کردن دموکراسی صوری مردم به چه اندازه از مزایای دموکراسی بهره مند شده اند؟
امید به زندگی در بین مردم چقدر بالا رفته است؟
و...
تنها دلیلی که مردم به این حکومت تمکین کرده اند سابقه سیاه حکومت طالبان بوده است وگرنه مردم از این نظام چندان دل خوشی ندارند.
مردم ضرورت به نان و امنیت دارند نه به انتخابات صوری و بی محتوا .
آنان دریافته اند که این نوع انتخابات برایشان نان و امنیت نخواهد آورد.
آیا مردم 5 سال قبل با امنیت،آرامش خاطر و اطمینان بیشتری در انتخابات شرکت نکردند؟
پس چرا کمک های میلیاردی در این 5 سال در بهبود مسائل امنیتی و اقتصادی مردم تأثیری نداشته است.
یاد از مسائل فو ق الذکر هرگز به معنای طرفداری از نظام طالبان و یا همسو بودن با کاندید دیگری قابل قضاوت نیست .
اما آگاهان افغانستان را این همه خواب و سستی نسزد ومردم افغانستان شایسته ی این همه درد و رنج نیستند.
گاهی اوقات با خود می اندیشم که -به اصطلاح - روشنفکران این سرزمین در وضعیت های بحرانی کشور در کدام گوشه یا گوشه هایی خزیده اند؟
شاید لباس روشنفکری بر تن کرده اند اما در سر هوای گرایش های منحط قوم،زبان مذهب و... داشته اند و بدترین خیانت ها را در حق مردم مظلوم افغانستان آنان روا داشته اند!
شاید به همه چیز اندیشیده اند غیر از مردم!

Tuesday، August 18، 2009

دو روز مانده است به هیچ!

دو روز دیگر به انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی افغانستان مانده است.
شعارهای رنگارنگ،بی محتوا،بی تضمین، بی خرج و مفت فراوان بر در و دیوار شهرها چهرۀ شهرها را زشت کرده است و من می دانم که مانند من بسیار کسانند که هنوز نتوانسته اند خود را قانع نمایند که :
- آیا روند این انتخابات تاکنون با شفافیت همراه بوده است؟
- آیا در شمارش آراء تقلب و جعل صورت نخواهد گرفت؟
- آیا در بین فهرست نامزدان می توانند فردی را که شایسته رأی و اعتمادشان هست پیدا کنند؟
- با چه کسی باید بیعت نمایند؟
مردم قلب و اندیشه خود را با یک دنیا امید و آرزو درون ورق رأی گذاشته به نامزدان انتخابات به امانت می سپارند.آیا این نامزدان چقدر در نگهداری و پاسداری از اندیشه و احساسات مردم ،خویشتن را مسوول می پندارند؟
حداقل در طی این دو ماه دروغ ها و لاف های زیادی از جانب بسیاری از نامزدان زده شده است و میلیون ها افغانی مصرف و یا از خزانه بیت المال و جیب مردم غارت شده است.
با چاپ 17 میلیون ورق رأی دهی و چاپ اوراق امتحانی و...نامزدان ریاست جمهوری می توان استنباط نمود که هر نامزد ریاست جمهوری حداقل 20 میلیون افغانی از هزینه و بیت المال عموم مردم مصرف کرده است که می توان با جمع 800 میلیون افغانی مصارف اوراق رأی دهی ایشان برای فرزندان این سرزمین که در فصل سرما و گرما زیر خیمه ها درس می خوانند حداقل 500 باب مکتب اعمار کرد.
با این وجود، مصارف نامرئی بسیار دیگری نیز از بودجه مردم گرسنه افغانستان توسط نامزدان صورت گرفته است که نمیتوان آن را محاسبه نمود.
دیروز وقتی با چند تن از همکاران درصحن اداره ایستاده بودیم،یکی از همکاران دیگر به طرف ما آمد وبعد از احوالپرسی نفری یک جلد جریده رنگی داد.
تعجب کردم که فلانی چطور زحمت کشیده و این جریدۀ رنگه را برای ما آورد و توزیع کرد.
وقتی متوجه صفحۀ آخر آن شدم عکس نیم صفحه ای ایشان بود که با چند شعار تکراری به عنوان کاندید شورای ولایتی خود نمایی می کرد.
من او را تا حدودی می شناختم زیرا چند سال در یک اداره با هم کار کرده بودیم.
وقتی چنین فضایی را می بینم دلم می خواهد یک گوشه تنها بنشینم و به حال مردم بیچاره و اسیر افغانستان زار زار گریه کنم که چه کسانی جسارت این را یافته اند که ادعای زعامت ایشان را نمایند!
متأسفانه فضایی ایجاد شده است که هر کس بدون هیچ مسوولیتی به هر کاری دست می زند و صرفاً منافع خویش را می بیند و دیگر هیچ و چه بازی ها که با این مردم نمی شود.
در میان فهرست نامزدان ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی افراد فراوانی می توان یافت که از درک مسایل حتی جزئی سیاست،اقتصاد و اجتماع عاجز و ناتوانند.
در میان معاونین نامزدان ریاست جمهوری کسانی را می شناسم که با استفاده از پول های نامزدان توانسته اند منازلشان را به بلند منزل تبدیل نمایند.
در این میان شاید معاونین نامزدان ریاست جمهوری با اینکه در حاشیه قرار گرفته اند بیشترین سود را برده باشند.
در مورد نامزدان شوراهای ولایتی یک توصیه برایشان دارم که لطف کنند روابط شوراهای ولایتی و مقام ولایت را مطالعه نمایند و قبل از دادن شعارهای نا موزن ،قانون شوراهای ولایتی را یک بار از نظر مبارک بگذرانند تا ببینند که چه صلاحیت هایی دارند و برای مردم چه می توانند!
زیرا ممکن است از مصارف گزاف و نامزدی در آن پشیمان و نادم گردند.
بعضی مردم تصور می کنند که بعد از اعلان نتایج انتخابات ریاست جمهوری،تغییراتی خواهد آمد اما من بر این عقیده ام که چون نیت و تصمیمی برای آبادی وطن در نزد مقامات داخلی و خارجی وجود ندارد بنابر این وضعیت و سریال به همین روال همچنان ادامه خواهد داشت.
بنابر این دو روز مانده است به هیچ.