دوشنبه، دی ۱۴، ۱۳۸۸

مبارزه ی خارج از رینگ

رد 17 تن و تأیید 7 تن از نامزد وزیران آقای کرزی از سوی ولسی جرگه افغانستان واکنش های متفاوت و متناقض مردم،نهادها و سازمان های دولتی و غیر دولتی را در قبال داشت.
من فکر می کنم در این نحوه ی برخورد ولسی جرگه با حکومت عوامل ذیل به مقیاس های متنوع دخیل بوده است:
1- تمایل شدید مردم برای تغییرات اساسی در کابینه پیشنهادی.
2- عدم تمایل شخص آقای کرزی به تأیید اکثر نامزد وزیران رد شده .
3- کمپاینی برای انتخابات پارلمانی زودرس و اعاده اعتماد مردم به نمایندگان ولسی جرگه.
4- تبلیغات ملل متحد و غربی ها برای رد یا تأیید بعضی نامزد وزیران.
5- عدم هماهنگی و توافق قبلی بین قوای مقننه و مجریه راجع به گزینش نامزدان.
6- عدم انسجام و وحدت نظر نمایندگان ولسی جرگه.
7- نداشتن ابزار کمپاین بعضی نامزد وزیران.
8- وجود گرایش های قومی.
9- نحوه ی برخورد قوه مجریه در طول 4 سال گذشته با ولسی جرگه.
یکی از دوستان که کارمند محلی ملل متحد در افغانستان است یک ماه پیش گفته بود که آقای کای آیده نماینده سازمان ملل متحد در افغانستان نظرش این بوده است که از میان وزرای سابق، 6 تن از کسانی که فعلاً رأی تأیید ولسی جرگه را اخذ کرده اند اشخاص مناسب وزارت اند.
بنابر این نمی توان برای این واکنش پارلمان،معیارهایی را مشخص ساخت.

پنجشنبه، آذر ۲۶، ۱۳۸۸

خارج از خط



طوفان بیانات و اظهارات جناب آقای کرزی در روز اول کنفرانس ملی مبارزه با فساد اداری،بذرهای امیدی را که قرار بود برای مبارزه با آفات فساد اداری در زمین افغانستان پاشیده شود ،فاسد کرد.
زمانیکه آقای کرزی بیانیه هایی را که دیگران برایش می نویسند در محافل و مجالس می خواند، سخنانی کمتر واقعی و بیشتر دیپلماتیک و انتزاعی است .
اما وقتی که آقای کرزی خارج از بیانیه های تحریری سخن می راند،نمی دانم چرا اکثراًً از چوکات وظایف و صلاحیت های خویش نیز خارج می شود.
موضع گیری های ایشان در قبال شهردار کابل،اذعان بر وجود فساد هولناک در افغانستان و... همه و همه حاکی از آن است که ایشان از محدوده ی صلاحیت های خویش خارج شده و مداخله آشکارا در صلاحیت های قوای دیگر مثل قوه مقننه و اداره لوی سارنوالی می نماید و شهردار کابل را با تمام عیوبی که خود بر آن شهادت میدهد پاک و معصوم معرفی می نماید.
آقای کرزی باید بداند که تنها رشوت دادن یا رشوت خوردن فساد اداری نیست ومجرم بودن و یا عدم مجرمیت (پاک بودن یا ملوث بودن)یک شخص را قضا باید تثبیت نماید نه ایشان.
متأسفانه این اظهارات ایشان نیت و اراده مبارزه با فساد اداری را که این روزها سخت شعار داده می شود ،زیر سوال می برد و نشانگر این موضوع است که آقای کرزی و حکومت جدید ایشان در مبارزه با فساد اداری هیچ گونه گام و اقدام عملی و واقعی برای تحصیل منافع افغانستان بر نخواهد داشت.

سه‌شنبه، آذر ۱۷، ۱۳۸۸

انترنت و جامعه افغانی

دو روز پیش سرپرست وزارت مخابرات و تکنالوژی افغانستان، آقای امیرزی سنگین در مراسم افتتاحیه بخشی از فایبر نوری که افغانستان را با شبکه فایبر نوری پاکستان وصل می کند،اذعان داشت که در نتیجه اجرای چنین پروژه هایی خدمات مخابراتی به دسترس همه مردم قرار خواهد گرفت و سهولت برای گسترش خدمات انترنتی نیز فراهم می شود. وی علاوه نمود که از اول ماه جدی سال جاری نرخ استفاده از شبکه انترنت در یک ساعت که قبلاً بین 50 تا 60 افغانی بود تا 10 افغانی پایین می آید.

هرچند ارائه خدمات مخابراتی بهتر وایجاد سهولت بیشتر برای گسترش خدمات انترنتی یک عمل ارزشمند و قابل قدر است اما می خواهم اشاره به این داشته باشم که اگر خدمات انترنتی با قیمت بسیار نازل ارائه گردد و استفاده از انترنت بدون ابزارهای کنترول همگانی شود ،فکر می کنم که با توجه به کم سوادی عمومی در افغانستان،این عمل عواقب ناگوار و وخیمی را در رفتارهای اجتماعی مردم ما در برخواهد داشت.
ممکن است جامعه سنتی ما دچار بحران های عظیم فرهنگی و اجتماعی شود ویا به قولی : نه خورده از آشش،کور شود از دودش.
برهیچکسی پوشیده نیست که شبکه انترنت چه سهولت ها و مزایایی در زندگی بشر امروز دارد اما هر بذری در هر جا یک محصول را به بار نمی آورد.
جامعه امروزین افغانستان نیاز به ارتقاء سواد،شعور فرهنگی و اجتماعی دارد تا بتواند از چنین دستاوردهایی استفاده معقول نماید.این لقمه بزرگ ممکن است با معده اجتماعی افغانستان سازگار نباشد و معده جامعه افغانستان را به زخم معده و حتی سرطان معده دچار نماید.
آوردن هر چیز نو، نخست آموزش و فرهنگ استفاده از آن را می طلبد.همانطور که بذر دموکراسی صادراتی نمی تواند در تمام کشورها ثمر بخش باشد و هر کشور با توجه به فرهنگ و اخلاق اجتماعی،سطح اقتصاد وشعور مردم خود یک دموکراسی را تجربه می نماید، استفاده از فرآورده هایی چون انترنت نیز نیازمند بسیاری چیزهاست که فعلاً جامعه افغانستان فاقد آنهاست.
بنابر این نباید در اجرای چنین پروژه هایی بسیاری از مسائل دیگر را از یاد برد.

پنجشنبه، آذر ۱۲، ۱۳۸۸

دولت بی وزیر و پارلمان

قرار است در یکی دو روز آینده ،فهرست وزرای پیشنهادی و رؤسای ( امنیت ملی،بانک مرکزی،سره میاشت و لوی سارنوالی) حکومت افغانستان از جانب رئیس جمهور افغانستان غرض تأیید به ولسی جرگه ارسال شود.
به احتمال زیاد در این لیست کسانی هم(حداقل 6 تن) شامل خواهند بود که فعلاً وظایف وزرا را به نام سرپرست انجام می دهند.
در اینجا می خواهم راجع به یک موضوع حقوقی راجع به ارسال فهرست وزرا و رؤسای پیشنهادی نکاتی را یاد آور شوم.
وزراء و رؤسای یاد شده در حالات ذیل از وظیفه منفصل می شوند:
1- عزل از جانب رئیس جمهور ( مطابق فقره 11 ماده قانون اساسی افغانستان).
2- استعفاء و قبول آن از جانب رئیس جمهور (بر مبنای فقره 11 ماده قانون اساسی).
3- محکوم شدن از جانب محکمه خاص به دلیل ارتکاب جرایم ضد بشری،خیانت ملی و یا سایر جرایم ( بر اساس ماده 78 قانون اساسی).
4- سلب اعتماد از جانب ولسی جرگه (مطابق ماده 92 قانون اساسی).
5- وفات به هر دلیلی.
6- دچار شدن به مریضی صعب العلاج و یا حالاتی که مانع انجام وظایف وی شود.

در غیر این حالات، از نظر حقوقی وزرا و رؤسای یادشده کابینه قبلی نیازمند تأیید دوباره ولسی جرگه نمی باشند.زیرا آنان یک بار رأی تأییدی از ولسی جرگه گرفته اند و مبنایی برای دریافت رأی تأیید مجدد متصور نیست.
اما چون رئیس جمهور با صدور حکمی ،تمام وزراء را بعد از ادای سوگند ،در اوایل قوس به حیث سرپرست وزارت ها اعلان نمود ،می توان چنین توجیه کرد که چون ما فعلاً هیچ وزیری در حکومت نداریم بنابر این هر کسی که بخواهد موقعیت وزیر را احراز نماید باید از جانب رئیس جمهور به ولسی جرگه جهت گرفتن رأی تایید معرفی شود و رأی اعتماد بگیرد.

چهارشنبه، آبان ۲۷، ۱۳۸۸

دوره نیکو و نهادینه شدن عفو مجرمین

دیشب شبکه رادیو،تلویزیون ملی افغانستان ادارات دولتی در کابل را فردا پنجشنبه 28 عقرب 1388 به خاطر مراسم تحلیف وفاداری آقای حامد کرزی تعطیل اعلان کرد.
اعلان رخصتی عمومی یا قسمی باید مطابق قانون نافذه صورت گیرد.تصمیم به رخصتی ادارات دولتی کابل چه از جانب وزارت کار باشد چه از جانب شورای وزیران،یک نوع خلاف ورزی از قانون است.
زیرا انواع رخصتی های مأمورین دولت و رخصتی های عمومی در قانون کار جمهوری اسلامی افغانستان تذکر داده شده است.
بعد از تذکار 10 مورد رخصتی عمومی، در بند 11 ماده 41 قانون کار آمده است :
"سایر روزهایی که بنا بر تجویز دولت جمهوری اسلامی افغانستان،رخصتی عمومی تصویب و اعلان گردد."
بنابر این باید شورای وزیران پیشنهاد رخصتی 28 عقرب امسال را جهت تصویب به شورای ملی افغانستان تقدیم می کرد.در حالیکه دو هفته قبل اعلان شده بود که مراسم تحلیف ریاست جمهوری به تاریخ 28 عقرب صورت می گیرد،حکومت می توانست این پیشنهاد را روزها قبل به شورای ملی ارجاع می نمود تا طی مراحل قانونی آن انجام می شد اما این کار از جانب حکومت صورت نگرفت که خود نوعی بی اعتنایی و دهن کجی به پارلمان افغانستان را افاده می نماید.
شاید بعضی دوستان بگویند در این کشور هزاران مورد تخلف از قوانین وجود دارد اما این مطلب را برای این نوشتم که آقای کرزی نباید از روز اول زمامداری دور دوم خود به اعمال غیر قانونی دست می زد.
بنابر این باید به دوستانی که امید دارند که دولت آینده به حاکمیت قانون ارج گذارد باید گفت :
دوره ای که نیکوست از روز تحلیفش اش پیداست.
اگر اعضای پارلمان افغانستان نیز می خواستند تا حکومت آینده به پارلمان احترام قائل شود می توانستند – بدون در نظر داشت تمام خلاف ورزی های حکومت - در یک تصمیم مدنی بزرگ و واحد اعلان نمایند که چون آقای کرزی در این مورد خلاف قانون عمل کرده است هیچ یک از نمایندگان مردم در مراسم تحلیف اشتراک نخواهند کرد.
من مطمئن هستم که در این صورت مراسم تحلیف فردا برگزار نمی شد و در آینده نیز این درسی برای حکومت و الگویی برای پارلمان افغانستان می شد.
ولی حیف که کسی قدر خویش نمی داند و تا کسی خود را احترام نکند دیگران هرگز احترامش نمی کنند.

نهادینه شدن عفو مجرمین
نمایندگان ولسی جرگه در ارزیابی حسابات قطعیه سال 1387 دولت، امروز اذعان داشتند که وزارت زراعت در خریداری گندم برای ذخایر استراتژیک از قانون نافذه تدارکات تخلف ورزی نموده است.
همچنان وزارت امور داخله با استخدام بیش از یک هزار نفر در چوکات این وزارت باعث توسعه و انکشاف تشکیلاتی خود شده است در حالیکه این عمل ،خلاف قانون تشکیلات اساسی دولت و صدور جواز آن از صلاحیت های شورای ملی یا پارلمان است.
ولی وضعیت طوری است که ممکن است با تکرار تجارب قوه اجرائیه ،این قانون شکنی ها به دیده ی عفو و اغماض نگریسته شود.
اگر از وزرای محترم زراعت و امور داخله در این موارد استجواب صورت نگیرد فکر می کنم حیثیت پارلمان و خصوصاً ولسی جرگه در اذهان عمومی مورد سوال قرار خواهد گرفت.
نظارت از تطبیق قانون وظیفه پارلمان است و پارلمان می تواند با ابزارهایی که در دست دارد از خلاف ورزی ها پیشگیری نماید و در غیر آن، این عمل پارلمان خلاف قانون اساسی کشور است.

پنجشنبه، آبان ۱۴، ۱۳۸۸

اعلان فوتی


قانون اساسی افغانستان "وثیقه ی ملی مردم" وفات نمود.

به اطلاع مردم مجروح و داغدیده افغانستان رسانده می شود که قانون اساسی(مادر قوانین) افغانستان و حاکمیت قانون که توسط بابای قوانین و بعضی فرزندان ناخلفش در این چند سال، بارها مورد خشونت جسمی و روحی قرار گرفته بود و در خشونت های چند ماهه انتخابات ریاست جمهوری شوکه شده و به حالت کوما رفته بودند پس از اعلان کمیسیون انتخابات مبنی بر تقرر رئیس جمهور! بر اثر جراحات وارده جان به حق دادند.
مراسم فاتحه گیری قانون اساسی و طفل خردسال و ناکامش (حاکمیت قانون) در تمام ادارات و سازمان های غیر دولتی از امروز تا زمان نامعلومی برگزار می گردد.
از طرف عده ای از مجروحان حالت وخیم

سه‌شنبه، مهر ۱۴، ۱۳۸۸

رهایی فرید

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
چنان نماند و چنین نیز نخواهد ماند

دیروز احمد فرید قیومی را که مدت 38 روز در اسارت طالبان بود دیدم.
وقتی دوباره چهره ی خندان و متین اش را در مقابلم یافتم بیحد خوشحال شدم.
همانطور که انتظار داشتم و دلم گواهی میداد که باز فرید را می بینم بازسعادت نصیب شد و او را ملاقات کردم.
از خداوند می خواهم هر اسیر بی گناهی را که در بند است به دوستدارانش بازگرداند.

شنبه، مهر ۱۱، ۱۳۸۸

صلح سلیقه ای

دو- سه روز قبل نشریه ای به نام "روز زن" را دیدم که تصاویر زنانی آب و رنگ دار با گیسوانی ریخته در آن چهره نمایی می کردند ومشخص بود که این شماره این نشریه از جانب دوستان خارجی!حمایت مالی شده بود- البته پاورقی پایین آن مرا مطمئن ساخت-.
این نشریه بیشتر به روز جهانی صلح پرداخته بود.
با دیدن تصاویر و مطالب آن ،یک روز قبل از روز جهانی صلح را به یاد آوردم که آقای کای آیده نماینده ی سازمان ملل متحد در افغانستان با دوستان افغانش به خاطر فرا رسیدن روز جهانی صلح کبوترانی را - که در قفس کرده بودند- با دستانشان آزاد نمودند.
نمایش جالبی بود برای نشان دادن صلح دوستی و صلح خواهی.
احساس کردم که دموکراسی دوستان خارجی ! نیز چنین است : اول ملتی- کبوتری- را در قفس می کنند،بعد که به اصطلاح خانگی شد آزادش می کنند و با او بازی ای مثل کفتر بازی می کنند.
دوستان خارجی ما همیشه عادتشان این است که همیشه زمان خانه کردن یا دانه دادن یا پرواز هر ملت – کبوتر- در دستان ایشان باشد.
دموکراسی ای را که آنها می خواهند در هر کشور دموکراسی می نامند و هر آنچه را که به مذاق ایشان سازگار نباشد ولو که به سود ملتی باشد نمی توان آن را دموکراسی نامید و یا...

دوشنبه، مهر ۰۶، ۱۳۸۸

به بهانه ی روز قدس

به نام دادگستر

القدس لنا والارض لنا،الشرق لنا والغرب لنا
هر مرز مسلمان کشور ماست آئین حق هم رهبر ماست

سلام!
سلام بر قدس،سلام برتو ای اولین قبله من،ای پارۀ تن اسلام!
ای قدس!
ای آلبوم خاطرات در زنجیر،خاطرات مجروح واحساسات شکسته!
سلام بر تو ای یاد آور بغض های در گلو مانده وفریاد های در سینه خفته!
سلام بر تو ای راوی روایت روزهای آوارگی،روزهای حماسه وسنگ!
سلام بر تو ای سرزمین پیامبران بزرگ و اهل ایمان!
سلام بر تو که حتی شاهد شهادت وشکنجه های روزانه کودکان ونوجوانان مسلمانی بودی که می خواستند درسرزمین آبائی شان آزاد زندگی کنند.
ومن میدانم که دشمنانت می خواهند تا پیروان محمد تو را فراموش کنند وچنین بنمایند که تو از آنان نیستی وبخشی از سرزمین کشوری بیگانه به نام فلسطین هستی نه گوشه ای از هویت وسرزمین مسلمانان.
می خواهند بگویند که مردم عراق،فلسطین،لبنان،بوسنیا،ایران،سودان واندونزیا از ما نیستند!
اما من میدانم که فلسطین هم عضوی از پیکر واحد اسلامی است وکشورهای مسلمان همه جزئی از امت واحده اسلام هستند.
درد فلسطینی وعراقی درد یک افغان وشادی آنان شادی اوست.
مسلمان در جنوب آمریکا باشد یا شمال آفریقا،غرب اروپا باشد یا شرق آسیا همه جزئی از بدنه اسلام بوده با هم برادرند وغم وشادی هایشان مشترک است.
بگذار بگویند جهانی شدن،بگذار بگویند گلوبولیزیشن وجهان وطنی!
اما من میدانم که اینها فقط مقوله هائی است که می خواهند ملتها را پوک وپوچ وتهی بسازند،
ملتهایی بسازند بی تعصب،بی تفاوت،خنثی،اسیر وتسلیم و بی سلاح تا هرچه می خواهند با آنها کنند.
می خواهند من وفلسطینی،لبنانی،عراقی،ایرانی،مصری وآمریکائی ،عرب وعجم،سیاه وسفید ،شیعه وسنی مسلمان را بیگانه نشان دهند !
ومن میدانم که این ترفند جدیدی نیست!
سالهاست که دشمنان با این حربه بیگانگان را دوست ودوستان را برای ما بیگانه می نمایانند تا بتوانند اسلام را قطعه قطعه نموده لقمه ای راحت الحلقوم کرده هزم نمایند.
قتل ناحق مسلمانی هلاکت تمام مسلمین وحیات یک مسلمان زندگی تمام مسلمانان است.
دشمنان می کوشند تا ما مشترکات بزرگ واصلی خود را به باد فراموشی بسپاریم وهمیشه با اختلافات کوچک وفرعی در مسائل فقهی رو در روی یکدیگر قرار گیریم نه در کنار هم.
قدس بخش از هویت ما وزخم مشترک ماست!دشمنان می خواهند بگویند که کعبه وقدس با هم رابطه ای ندارند. اما دشمنان اسلام ومسلمانان بدانند که برای من کعبه وقدس یکی است.اشغال قدس اشغال کعبه است واسارت آن اسارت کعبه!
قبله در زنجیر است ومن چگونه می توانم آزاد باشم تا بر او نماز بگزارم.
آزاد کسی است که بر آزاد نماز بگزارد.

شنبه، شهریور ۲۱، ۱۳۸۸

بخواهید تا اجابت کند!

رمضان سال گذشته مؤفق شده بودم قرآن کریم را یکبار ختم نمایم و ابتدای رمضان امسال نیز تصمیم بر تجدید میثاق داشتم.
در روزهای اول و دوم رمضان ،روزانه یک جزء قرآن را به شیوه ترتیل قرائت نمودم اما روزهای بعد از آن به خاطر سستی،کاهلی و آمدن مهمان هایی از مزار شریف و عزیمت بدان بلاد، نتوانستم بدین مأمول دست یابم.
خلاصه بهانه زیاد است اگر بخواهم توجیه کنم!!!
روز بیستم رمضان بود و من از خودم اصلاً راضی نبودم زیرا هر روز مقصد من دشوارتر می نمود.
روز 20 رمضان فرصتی یافتم تا با خود خلوت کنم تنها من باشم و خدایم!
با خود گفتم:" ابراهیم! ماه رمضان رفت و تو از آن بی نصیب ماندی !
معلوم نیست که رمضان دیگر باشی یا نباشی!
حیف است که رمضان بگذرد و خدا از تو نگذرد و بخشیده نشوی!
بر خیز خدایت را یاد کن ،او یاری ات خواهد کرد!"

آرامش عجیبی داشتم،برخاستم وضو گرفتم به به نماز ایستادم.
گفتم :
"ای خدای بزرگ مرا در زندگی نعمتهایی بخشیده ای که توان شکرش در من نیست!
بار الها در من میل و رغبت اطاعت و عبادتت را افزون کن!
خداوندا مرا لحظه ای به خود وا مگذار که من سخت ضعیف و ناتوانم!
الهی مگذار اوقات زنده بودنم بی تو به سر شود و از نزدیکی و مصاحبت با تو محروم باشم.
زیرا بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود.
خدای مهربان مگذار در آوردگاه زمان جز در درگاه تو دست نیاز پیش دیگری کنم دراز!
و..."
سرور و شعف خاصی داشتم ، قرآن را باز کردم و از جزء اول شروع به قرائت کردم.
سه ساعت گذشت و من 5 جزء اول قرآن را بدون اینکه از جایم برخیزم قرائت کرده بودم.
روزهای دیگر که یک جزء را می خواندم احساس خستگی می کردم
ولی حالا هر چه بیشتر می خواندم احساس نیاز بیشتری می کردم.
امروز روز 22 رمضان است و من مؤفق شده ام 14 جزء قرآن را بخوانم.
امیدوارم بتوانم امسال هم قرآن را ختم نمایم.
خدایا مرا از جمله ی شاکرین نعمت هایت قرار ده.
خداوندا من می دانستم که هرچه بخواهم استجابت می کنی
ولی نه به این زودی و آسانی!