Saturday، August 08، 2009

گوشه ای از جهنم


اینجا همان جائی است که اگر بخواهی وطنت را بسازی خانه ات خراب می شود و اگر خواسته باشی خانه ات را آباد کنی باید وطنت را خراب کنی.
اینجا جایی است که برای بدن های پاره پاره کودکان،زنان و مردان بیگناه "شیندند"،"کابل"،پروان" ،"بغلان" و "بالابلوک فراه" کسی اشکی نمی ریزد وبرنمی خیزد، فقط افسوس می خورد.
اینجا جائی است که کسی از تکه تکه کردن زادگاه آبائی و پارچه پارچه ساختن ملت نجیب خویش هراسی ندارد و از یتیم شدن کودکان دلش نمی لرزد.
اینجا تا کارد به استخوان نرسد کسی فریادی نمی زند،فقط ناله می کند.
اینجا هر کس به توان و قدرت خویش از خیانت دریغ نمی کند.اینجا به جای مبارزه و قیام فقط "محکوم" و به جای چاره جستن تنها"تقبیح" می کنند.
اینجا میرود تا فرهنگ غلامی و بردگی بار دیگر احیا شود.
می رود تا غیرت ملتی مظلوم و نجیب به تعطیلات دائمی برود و از این سرزمین رخت بربندد.
می رود تا یک سرزمین و یک ملت ،شمالی و جنوبی شود ،گرسنه و سیر و در نهایت دوست و دشمن.
می رود تا با گدایی ها و تکدی ها "قمارهای بزرگ" بازی شود.
می رود تا بیت المال به تاراج رود و مردم برای نان "خون" خود را بفروشند.
اینجا سرزمین گرسنگانی است که بر روی گنج می خوابند.
اینجا جائی است که برای دستیابی به مقام "بلند" باید انسانیت خود را "پایین" کنی.
اینجا سرزمینی است که شاعرانش فقط مرثیه می سرایند.
اینجا جائی است که ثروت و مقام معیار ارزیابی انسانیت و تقوا شمرده می شود.
اینجا جائی است که تاجران ملی!! صنعت "هوتل سازی" پیشه کرده اند.
اینجا جائی است که اگر همسایه نان نداشت من می توانم آرام وآسوده بخوابم!
اینجا جایی است که رسانه ها فقط برای صاحبان خویش می نویسند.
اینجا گوشه ای از جهنم است.
اینجا سرزمین عزیز و دوست داشتنی من "افغانستان" است.

0 نظرات:

ارسال يک نظر

دوست من خوش آمدی